مطالب مختصر در مورد گنجان

گنجان


بعدازطی کردن حدود ۱۸۰کلیومتر به رابر میرسید .اگر سراغ گنجان را بگیرید.جاده ای را نشانت میدهند 

که از بین درختان سربه فلک می گذرد.که واقعا دل را میبرد بعد از گذشتن از روستاهای ننیز وسیه بونیه و

عبور از جاده ای پر پیچ خم از بین باغ ها و درختان گردو .روستای پلکانی و زیبای گنجان چهره نمای

میکند.این روستاکه در بین کوههای که بیشتر سال پوشیده ازبرفند حصار شده است.این روستا مردمانی

خون گرمی دارد که با عشق از روستایشان میگویند.گنجان دارای اب و هوای سردی در زمستان و هوای

معتدلی در تابستان است.که به خاطرهوای دلپذیرش در بهار و عید نوروز پذیرای جمع کثیری از هم

وطنانمان است.طبق سرشماری سال۱۳۸۵گنجان دارای۸۰۰نفر جمعیت بوده است.که ازین تعداد حدود

۵۰درصدباسواد هستند.وقتی از یک طرف به جمعیت گنجان و از طرف دیگر به تعداد شهدای این روستا

نگاه کنی متوجه نقش تاریخی و به سزای این دیار در دوران جنگ تحمیلی میشویم......................

دیزما(ریزگماء) از نگاه لنز دوربین

دیزما
 عکس ها را از دیزنگماه یکی از آبادی های بندر سیه بنوییه گرفته ام.دیزنگماه در کنار آبدر واقع شده در واقع بندر سیه بنوییه از چندابادی تشکیل شده عبارت اند از دیزنگماه وابدرو دیمموییه . متاسفانه با این همه زیبایی که دارد ناشناخته مانده .از نظر موقعیت بین چهرن واشکان قرار دارد از شمال به لاله زار واز جنوب به سیه بنوییه محدود است.عکسی که در آن  کو هوبرف وچمن است ازشمال دیزنگماه گرفته شده که در مجاورت لاله زار است به همین دلیل زیبایی خاصی دارد.غار مموشا از غارهای مهم استان کرمان است که درکتاب جغرافیای استان به ان اشاره شده است .

 آبشار ی که مشاهده می کنید ابشار پسله در بندر سیه بنوئیه است.

 

سیه بنوئیه(ساگنو) .....

سیه بنوئیه؛ در روزگاران کهن منطقه ییلاقی عشایری کوچ رو بوده که منطقه قشلاقی آنها قسمت زهمکان جیرفت بوده،و از سنگ نوشته ها معلوم است که از عشایر منطقه سیه بنوئیه بوده اند. قدمت این دهستان به ماه یکم هجری می رسد که بر روی سنگ هایی که در قسمت بالای گلزار سیه بنوئیه قرار گرفته اند. تاریخ 101 هجری مشاهده شده است .

نام سیه بنوئیه را بدین منظور نام گذاری نموده اند ،که تپه های بالای آبادی سیاه می باشند و چون این تپه ها در انتها و آخر دهستان قرار گرفته اند، به سیه بنوئیه یعنی مکانی  که انتها  و آخرش سیاه می باشد معروف شده است .عقیده برخی دیگر این است  که این منطقه پوشیده از درختان تنومند بنه بوده است وچون تنه ضخیم این درختان سیاه رنگ بوده نام سیه بنه بر این منطقه گذاشته اند که با گذشت زمان به سیه بنو ئیه معروف شده است و نام ساگنو نیز عامیانه ورد زبانها می باشد.

 این دهستان که در میان کوه ها محصور شده است  وزیبایی منحصر به فرد ومنظره ای بسیار زیبا و دیدنی دارد و خانه های آن به صورت پلکانی قرار گرفته اند ومی توان آن را یکی از روستاهای پلکانی کشور نامید وچه خوش سروده شاعر معاصر این خطه ابوحامد :

شرق ننیز آن "ساگنو" تا باقر آباد              اندر دو سوی رود با صد جو کنار است

هر پشت بامش خود حیاط است و شگفتا       هر خانه اش بر خانه دیگر سوار است

 از سیب سرخ باقرآبادش بگویم                  لبنان نزادوشکرین وآبدار است

از وسط دهستان رودخانه ای می گذرد که علاوه بر زیبایی ، مهمترین منبع آب کشاورزی این دهستان می باشد.وحواشی آن رامنازل مسکونی وباغ ها پوشانده

است  این رودخانه در فصل زمستان دارای آب فراوانی است ولی در اواخر بهار و فصل تابستان آب آن بسیار کم می شود.

در غرب دهستان کوهی نسبتا بلند قرار گرفته که نام آن بنه سبز می باشد در قله کوه از میان صخره و کمر درختی بنه سبز شده است، که همچون نگینی سبزرنگ به این دهستان زیبایی بخشیده و منظره بسیار دل نشینی  دارد و مردم معتقدند که قدمگاه خضر نبی می باشد و از قدیم مورد احترام مردم این دهستان بوده است. و افراد قدیمی اعتقاد دارند که هر پنج شنبه پلنگی اطراف درخت را با دمش جارو می کرده و از شگفتی های این درخت این است که از میان سنگ ها و بدون داشتن ذخیره ی آب هنوز سرسبز باقی مانده است.اخیرادر دامنه این کوه طرح  یا حسین (ع) به همت جمعی از جوانان این دهستان نگاشته شده است.

درختان کهن سال گردو و چنار در این منطقه فراوان است جمله آنها درخت چنار بزرگی که در جوار گلزار شهدا قرار دارد که بزرگان روستا قدمت آن را بیش از هزار سال می دانند.

ادامه نوشته

رابر از جنس طبیعت

همین که از بالاترین نقطه گدار اسکر چشمم به زادگاهم افتاد با خودم فکر کردم آیا حق مردمان این خطه که دین خود را به انقلاب ادا کردند باید چنین باشد؟ تا چشم به هم زدم دیدم که به ورودی شهرم رسیدم ، خودم را در کنار ستون های برافراشته مجتمع فرهنگی هنری شهرم دیدم مجتمعی که قرار است سال ۹۲به افتتاح برسد ولی ترسم از آن است که عاقبت آن همچون همسایه خاکی و مملو از بوته هایی بشود که قرار بود جای خود را به میدان استقبالی دهند که تا اینجا رسیدنش حتی پرونده ای را روانه دادگاه کرده بود. بدون توجه به چشمه عروس که من را یاد آشغال های به جا مانده از حضور مهمانانی می اندازد که طبیعت ما را دوست ندارند و فقط چند ساعتی را به انداختن پس ماندهای سفر مشغول می باشند راهم را ادامه دادم تا به مادر برسم… مادری که زاده خاک آن مردمانی با فهم والا و عالم است، یعنی «رابر». سمت چپم ساختمانی محقر که روزی قرار است با تقسیم گاز خود خود راه بافت رفتن را از جلوی پای ماشین های دوگانه سوز بردارد و سمت راستم باز ستون هایی از جنس آهن که خود را آماده می کنند که در آینده ای نه چندان معلوم در این تشنگی دیارم آبی به تن دوستداران شنا بزند. از آنها هم گذشتم اینبار دیگر صحبت، حدیث سیاست و زیرآب در کار نبود ، تمثالی به استقبالم آمده بودند که فقط و فقط مرا وادار می کرد که به غیرتشان درود بفرستم ، مردانی از جنس ما اما با قلبی آسمانی . شهدایی که هر روز هزاران نفر را خوش آمدگویی می کنند دریغ از یک فاتحه به پاس آن همه فداکاری از طرف ما که دوباره آرزو کردم کاش مدیریت شهرم کارشناسانه بود که حداقل با انتقال تصاویر شهدای نصب شده در میدان های نازیبای شهرم که هر از گاهی زیر پلاکاردهای تبلیغاتی حبس می شوند به این بلوار نام ورودی رابر به نام بلوار شهدا در نقشه شهری ثبت شود. هنوز در این فکر بودم و به انتظار چاله های شیب تند بین دیوران و رابر آماده می شدم که در کمال ناباوری دیگر خبری از آنها نبود! یعنی شهر من هم متحول شده است؟! مشتاقانه به جلو رفتم نه این فقط یک خیال بود با دیدن میدان ورودی که باید سنبل و نماد دیارم باشد خنده از لبانم برداشته شد و باز به خندق شرکت گاز رسیدم هر چند در قیاس با ۶ماه قبل کمی خاک های آن به گوشه رانده شده بودند. این بار به دومین میدان رسیدم و چاله در پیچ آن که حداقل کارش رانندگان خواب آلود را بیدار می کند. شهر همان شهر است ! چیزی تغییر نکرده خبری از کامیون ها نیست ولی تابلوهای پارک ممنوع در تنها خیابان اصلی آن دوباره بهم تلنگری زد که اشتباه نیامدم اینجا رابر است و همه دوست دارند در یک نقطه جمع شوند ، پس باید خیلی مواظب باشم که هر لحظه امکان دارد راننده موتور سیکلت یا ماشینی تصمیم بگیرد ناخودآگاه مسیر خود را عوض کند دور بزند، خوب می دانم بیمه خسارت را بعد از کلی دوندگی می پردازد چه من مقصر باشم چه طرف مقابل اما وقتی چاله های خیابان منتهی به تنها اورژانس یا بهتر است بگویم ترمینال اعزام به بافت در ذهنم می آید با خود می گویم به همان نمی ارزد که خودم یا دیگری را به آن خیابان بسپارم. با احتیاط هرچه بیشتر به میدان مرکزی نزدیک می شوم ، میدانی که «المان» آن به نام امام علی (ع) مزین شده است، نام آن را معلم گذاشتن و طناب های پوسیده ، آفتاب خورده و به جا مانده از پلاکاردهای گوناگون مرا بیشتر یاد دخیل بستن قدیمی ترها به قدمگاه و… می اندازد. باز به جلو رفتم تا به چراغ قرمزی که کمتر کسی به آن توجه دارد رسیدم ولی من ایستادم پشت چهارراهی که آخرش نفهمیدم به آن شرکت تعاونی بگویم یا شال دوزها؟ البته دیگر خبری از دوزندگی نبود . البته زیاد هم جای تعجب ندارد چراکه کمتر رابری است که به نام خیابان ها توجه داشته باشد، آری اکثر رابری ها نمی دانند خیابان ابوریحان همان خیابون ننیزی است، کمتر کسی به جای خیابون لنگری از نام خیابان سعدی استفاده می کند و دهها مورد دیگر . شاید مقصر متولیان امر می باشند که با وجود داشتن این همه مفاخر همشهری سعی نکردند از افتخار نام آنها استفاده کنند هرچند شاید به دنبال همان روحیه مرده پرستی پس از مرگ آنها چنین حرکتی انجام شود! غافل از آن که باید “قدر آن شیشه بدانند که هست نه در آن لحظه که افتاد و شکست”. چراغ سبز شد و من باز به راه، به سوی میدان امام خمینی(ره) که از بچگی به من گفته بودند فلکه فاطمه الزهرا ، آن جا هم باز همان وضعیت میادن قبلی ریسه های «لامپ ال ای دی» که میلیون ها تومان خرج روی دست شهرداری گذاشته بودند یکی در میان به زحمت خود را نگه داشته بودند. شهرم همین است که دیدم و دیگر نمی خواهم از میان مغازه های پر از روغن سوخته و تعمیرگاه هایی که خروجی آن ها آشغال های مکانیکی و غیر قابل بازیافت و … است بگذرم . میدان را دور زدم اما دیگر از تکراری بودن این خیابان خسته شدم و راهم را به سمت خیابان آیت ا… خامنه ای کج کردم ، هنوز چند قدمی نرفته بودم که خودم را در گودال های آسفالت دیدم که یقین دارم اگر قرار بود از این جا اسب عبور کند صاحب بیچاره آن هر روز باید نعل او را عوض می کرد و با این تورم کمی دشوار بود! ولی چند چهره از اعضای شورای شهر که در آن منطقه ساکن است این امید را در دلم ایجاد کرد، بنده های خدا هرگز اهل پارتی بازی و این حرف ها نیستند که مسیر هر روزه خود را آسفالت کنند در عوض اطراف شهرداری که ویترن شهرسازی است خاکی باشد! از آنها هم گذشتم و ادامه دادم خیابانی که پتانسیل لازم را برای همکاری با خیابان اصلی دارد تا اگر آنجا یک طرفه شود هم از شر تابلوهای پارک ممنوع خلاص می شویم که هر روز باید پلیسی در کنار آنها به رانندگان توضیح دهد “اگر با چنین تابلویی برخورد کردید اجاز توقف ندارید” و هم زمین های خالی اطراف آن دستخوش ساخت و ساز می شوند تا این همه خاک از روی آن بلند نشود و روی خیابان بنشیند. اما چه کنیم که اینجا فقط میعادگاه کامیون هایی شده است که رانندگان آنها نه تنها عوارضی نمی پردازند حتی به خود این حق را می دهند با ایجاد سر رو صدای های زیاد یک لحظه برای خرید کم ترین کالایی شهرمان را ترک کنند. خیلی سریع تر از مسیر رفت من به نقطه ابتدایی سفر رسیدم میدان بسیج ، نه تغییری و نه پیشرفتی ولی این خود جای خوشحالی دارد که اگر کسی سال ها پیش به اینجا آمده باشد بدون سوال و پرس و جو به مقصد خود می رسد. تنها با این تفاوت که شهر من دیگر شهردار هم ندارد که بخواهد تحولی ایجاد کند و همه آن کسانی که خود را دلسوز می دانند منتظر هستند در قابل جولان های سیاسی اگر قرار است لطفی در حق ما کنند حداقل این آسودگی خیال را داشته باشند که قرار است ۴سال در ساختمان شهرداری حضور داشته باشند این چند ماه هم هرجور بگذرد خیالی نیست، شهر کثیف است تقصیر آنها نبوده، کارگران اعتصاب کردند درست می شود، شهرداری بدهکار است به آنها ربطی ندارد. فعلا همه چیز آروم است! بگذاریم مردم درگیر این باشند که مسوولان غیر بومی هستند تا به وقتش ما بیاییم و مدینه فاضله درست کنیم! نمی دانم چه باید بگویم ؟ جز اینکه هرکسی که لایق است باید در میدان بماند و فرق هم نمی کند اهل کجاست این ما هستیم که خواستیم شهرمان اینگونه باشد . پایان سفرنامه را دوست داشتم اینگونه تمام کنم که “خدایا سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار” ولی به این فکر می کنم که خود گفتی: “سرنوشت هر قوم و ملتی را به دست خودشان سپردیم”.

ایل لری

 ایل لری از ایلات بزرگ رابر است. که در ابتدا در لرستان ساکن بوده اند بعضی گفته اند در زمان تیمور از لرستان به کرمان نقل وکوچ داده شده اند اگر این حرف درست باشد, باید مربوط به سال    ۷۹۵ ه-ق/۳۹۲م  باشد. که تیمور پس از فتح مازندران از طریق شهریار به جانب عراق حرکت کرد و از بروجرد به طرف خرم آباد آمد .اما بزرگان ایل معتقدند در دوره افشار یه دو برادر به نام های بدر الدین و فخرالدوله به همراهی افراد خود با دولت وارد جنگ شدند این درگیری ها منجر به تبعید به استان کرمان گردید در کرمان دو گروه شدندگروهی در رابر سکونت اختیار کردند که طایفه ای بزرگ شمس الدینی را تشکیل میدهند وجد انها بدر الدین و گروه دیگر در کوه پنج سیرجان هستند که جد انها فخر الدین است .

ایل لری مردمی سلحشور وشجاع هستند و روحیه جنگ اوری در انها بسیار بالاست از لحاظ اخلاق مردمی مهمان نواز ساده دل بی الایش واهل صفا هستند .

ایل لری ۴ طایفه وچهار تیره دارد .طایفه شمس الدینی است که جمعیت زیادی را تشکیل میدهد .تیره های آن شهمیرزادی, محمد علی کربلایی و شفیعی نام دارد وهر یک از این تیره ها شامل ایشوم است. که تیره های شهمیرزادی ,طایفه حیدری که از طرف پدری لری نیستند ودر قدیم مالیات آنها جز ایل لری بوده و امروزه به دلیل مواصلت ومجاورت با ایل لری جز آنها به حساب می آیند .

طایفه شیخ حسینی نیز نژادا لری نیستند, اما به دلیل خویشاوندی وهمراهی لران جز آنها به شمار می آیند. تشکیلا ت سیاسی واقتصادی ایل لری بر عهده افراد لایق وکاروان آن ایل بوده است, بزرگ آنها در رابر  بدر الدین بوده است ,بعد از او فرزندش شمس الدین ایل لری را رهبری میکرده که بزرگترین طایفه اش با نام او مشهور گشت . در زمانهای بعد مشهدی شیراز سر ایل بوده اند .مشهدی شیراز ۵ فرزند داشت که طایفه های شمس الدینی با نام آنها شکل گرفته است.

ایل لری به صورت قشلاق وییلاق به سر میبردند. محدوده ییلاق انها مناطق اطراف رابر, کوه رابر, کوه لاله زار ,میر احمد گنجان, سیه بنوئیه, اشکان ,سغدی, آبدر کوه, جواران, باب گلوئیه, جواران, دزدان, زمین انجیر, هنجام, بابید سفلی گشکین ,مبارک شاد, هنگر قلعه دیلم, ابراهیم آباد

محدوده قشلاق :کوه زهمگان, سرگشتن, جعفراباد, گدار توت,  تنگ موردان ,چاه افغان  ,بندر زردان, چناران, دولت آباد اسفندقه, سرخوئیه, دره گلی ,کلوک

رابری درخور، با مردمانی فهیم

 رابر سرزمین من:

               به هرکجا روم ، به هرجا رسم ، اصلم را فراموش نخواهم کرد

جايي كه خاكش عنبرين ومشكباراست        جايي كه آبش چون گلاب و نقره وار است   

  خوانند نامــش رابر و همــتا نـــدارد          شهــر شجر، شهــرهنر، شهــر ثماراسـت

  شهرشهيدان،شهرخوبـان،شهـريــاران         شهــر شقـايق،شهــرگل، شهـــربهاراست

 

 

منطقه رابربعلت كوهستانی بودن و وجود چشمه سارها و جویبارها و رودخانه های متعدد و همجوار بودن با مناطق گرمسیری از دیرباز مورد توجه بشر واقع شده است و اصلی ترین رودخانه های تشكیل دهنده هلیلرود در این منطقه قراردارند و بستر اصلی هلیلرود در 17 كیلومتری جنوب غرب شهر رابر شكل می گیرد و بسوی دشت جیرفت روانه می شود وجود آثار باستانی اعم از تپه ها و محوطه ها و گورستانها مربوط به دوران مختلف تاریخی و حتی پیش از تاریخ در این منطقه و محوطه های متعدد فلزكاری كهن كه طی برنامه بررسی و شناسایی باستان شناسی كشف شده اند و معادن كهن مس كه در گذشته بسیار دور از آنها مس استخراج واستحصال می نموده اند و به دشت جیرفت و سایرنقاط صادر می كرده اند و كثرت این آثار آنقدر بوده كه منطقه مورد توجه هیأتهای باستان شناسی خارجی قرار گیرد و باعث شده چندین دفعه هیأتهایی از كشور آلمان از منطقه بازدید نمایند. منطقه رابر نه تنها درایران باستان مورد توجه قرارگرفته بلكه در سده های اخیر نیز مورد توجه بوده و بنا به اسناد و مدارك موجود مركز حكومت بلوك خمسه (جیرفت،اسفندقه،رابر،ساردوئیه و جبالبارز) بوده و حكمرانانی نظیر نصراله خان قاجار فرزند ابراهیم خان، ظهیرالدوله حاكم كرمان  همسر سروجهان خانم ، دختر فتحعلی شاه قاجار و محمدابراهیم خان قاجار فرزند نصراله خان قاجار و حسین خان قاجار فرزند محمدابراهیم خان و رستم اسفندیاری (رفعت الدوله) فرزند مرتضی قلی خان وكیل الملك ثانی حاكم كرمان و مرتضی قلی خان صولت السلطنه و ولی خان علی نقی خان در رابر متوطن بوده و اینجا را مقر حكومت خود قرارداده اند كه وجود باغهای حسین خان با آثار بنای حكومتی و باغ رفعت الدوله با كوشك میدانی و منزل صولت السلطنه در محله قلعه رابر و اسناد ومدارك مكتوب دلیل قاطع بر مدعای فوق است. رابربه غیر از داشتن مراكز تاریخی بسیار از مواهب طبیعی بهره بسیار برده است.

جایی كه خاكش عنبرین ومشكباراست    جایی كه آبش چون گلاب و نقره وار است        

خوانند نامــش رابر و همــتا نـــدارد     شهــر شجر، شهــرهنر، شهــر ثماراسـت

شهرشهیدان،شهرخوبـان،شهـریــاران     شهــر شقـایق،شهــرگل، شهـــربهاراست

برای بررسی و تحقیق تاریخی،اجتماعی رابر همانند سایر متون تاریخی دسترسی به اسناد و مدارك تاریخی لازم می باشد. متأسفانه بعلل گوناگون از جمله آگاهی از محدودیت ارتباط فرهنگی این بخش با مراكز بزرگ شهری و بافت اجتماعی و اقتصادی كه دامداری وكشاورزی شالوده اصلی آن را سامان داده مدارك مستند از ادوار اولیه جمعیت انسانی این بخش دردست نمیباشد وجود اندك مداركی از معاملات و اسناد تجاری و خانوادگی مانندكاغذ مهریه ها، قولنامه ها، صورت هزینه ها و احكام شرعی، چشم انداز كم رنگی از اوضاع اجتماعی این دیار در دوران قاجار نشان میدهد. ساخت جمعیت قبیله ای و عشـــیره ای و از طرفی فرهنگ خون ونژاد وحاكمیت طبقات برتر موانعی را برای رشد و پویایی فرهنگی و اجتماعی بوجود آورده است. با همه این محدودیت ها كه حركت روبه كمال این جامعه را كند نموده است استعدادهای خدادادی و هوشمندی نوابغ ومتفكران این دیار آثار خود را دراین روند به جای گذاشته اند.بررسی آثار باستانی به جای مانده كه بدون شناسنامه باستان شناسی وقتی در قطعات كوچك و بزرگ اراضی و كوهستانی و تپه ها وارتفاعات دیده میشود ، حكایت ازاستقرار گروههای جمعیتی مهاجر در كنار رودخانه ها و چشمه سارها دارد كه اغلب این آثار باستانی در كندوكاوهای كشاورزان و دامداران بصورت تصادفی شناسایی شده، متأسفانه هیچگونه اقدام حفاظتی و تحقیقی در زمینه باستان شناسی درسطح استان در این منطقه صورت نگرفته است. با ارزیابی اولیه و اطلاعات غیررسمی بعضی ازاشیاء قدیمی مانند شمشیر، سكه، ظروف سفالی، وسایل دفاع و شكار،وسایل زینتی،ظروف غذاخوری و آشپزی كه دامنه ی تعلقات تاریخی این اشیاء به قبل از اسلام و دوران اشكانی تا دوره های اسلامی كشیده می شود.

وجود قلعه دیلمیان در ارتفاعات شمال رابر و همچنین روستایی بنام اشكان در ارتفاعات شرقی وتل قیصریه در جنوب وتل كوشك درمركز بخش بیانگر سابقه تاریخی و باستانی شهررابرمیباشد.

دربعد دیگر آثار به جای مانده ازتمدنهای حوزه هلیلرود كه ازمنطقه رابرسرچشمه می گیرند قدمت رابر را مشخص می نماید. ابزار و اقلامی كه از زیر خاك بیرون آورده شده نمایانگر یكی ازتمدنهای قدیمی باستانی درناحیه این رودخانه بوده است.

كارگاههای ذوب فلزات مس و مفرغ كه درجای جای منطقه رابر آثار آن مشاهده می شود بیانگر نبوغ و استعداد مردم این دیار در امورمعدن و فلزكاری و ساخت ابزارهای مختلف بوده است.اگربخواهیم نام رابررا درمتون گذشته بیابیم، بعلت حضوراقوام كوچ نشین دراین منطقه و نبود حكومت مركزی دركرمان، نام این بخش با كلمه ((اقطاع)) همراه میباشد.

در بسیاری از كتب تاریخی وقتی كه از اقطاع صحبت می شود از علائم و آثار وموقعیتهای جغرافیایی به موقعیت آن می توان پی برد. بعنوان مثال در عصر حاكمیت دیلمیان دركرمان و لشكركشی معزالدوله یكی از حكام دیلمی به جیرفت،دلفارد و ساردوئیه دربسیاری ازبخشهای رابرنبردهایی به وقوع پیوسته اما بنام كوهستانهای دنباله جیرفت مطرح شده، همچنین در دوران حكومت آل مظفر دركرمان كه عمادالدین احمد از طرف شاه شجاع در كرمان حكومت داشته كه بعداز مرگ شاه شجاع این حاكم تسلیم سپاهیان امیرتیمور گوركانی شده در قسمتی ازتاریخ كرمان نام رابر برای اولین بار در متون تاریخی عینا“ نقل میشود.توضیح اینكه دركتب تاریخی مربوط به كرمان اقطاع از موقعیت بسیار مهمی برخوردار میباشد و تأثیرگذاری اقطاع در وقایع جنوب شرق ایران مشهوداست. از آبادانی منطقه رابر در قرن هشتم نوشته ای وجود دارد كه از آن می توان استفاده نمود این منطقه جزء مناطق برجسته كرمان محسوب می شده است این نوشته مربوط به ماركوپولو سیاح مشهوری است كه درآن زمان به ایران مسافرت نموده و در سفرنامه خوداز تعداد معدودی از شهرهای آبادایران نام برده از جمله این معدود شهرها و مناطق رابر است.

مهمترین زیارتگاهها و اماكن مذهبی بخش رابر عبارتند از1- امامزاده سیدابراهیم(سیدمرتضی) در روستای سیدمرتضی 2-امامزاده شاه مرتضی در روستای اسلام آباد3-امامزاده سیدابوالقاسم در روستای لنگر4-زیارتگاه سیدخوشنام و پیرخوشنام واقع درتنگل هونی5-زیارتگاه پیریكه در مزرعه پیریكه6-امامزاده میرمرتضی درروستای كنگری7-پیرباباشاهی واقع در شهررابر8-زیارتگاه سیدابوالقاسم معروف به جد میرهادی واقع در شهر رابر و 43 گلزار مقدس شهدای دوران دفاع مقدس.

فصل دوم گزارش هیأت بررسی و شناسایی سرشاخه های هلیلرود در مورد بخش رابر بدین شرح می باشد:

ارتفاعات سربه فلك كشیده لاله زار، هزار،جبال بارز،ماران ودیگر ارتفاعات پست تر تشكیل یك جزیره آب و هوایی در غرب سرزمین خشك و تفتیده كرمان را داده است كه هرساله باعث جذب نزولات جوی فراوان شده و بارشهای فراوانی را پدید آورده می آورد. بارشهای سالانه درارتفاعات یادشده باعث جاری شدن هلیلرود به عنوان یكی از بزرگترین و پرآب ترین رودهای دایمی ایران شده است. این رود خروشان بعد از سیراب نمودن دره ها ودشتهای مرتفع بین این سلسله جبال وارد دشت جیرفت شده و این دشت آبرفتی را تبدیل به دشتی رسی و حاصلخیز نموده است. این جریان دایمی در كنارسایر استعدادهای طبیعی شرایط ایده آلی را برای ایجاد و تكوین تمدنهای بشری در دوره های پیش ازتاریخ و حتی دوره های اسلامی مهیا نموده است. حفاریهای غیرمجاز در دشت جیرفت درسالهای اخیر ناخواسته غبار از چهره بهشتی گمشده دراین دشت پهناور برداشت و گورستانها و تپه های عظیمی را از هزاره سوم قبل از میلاد تا دوره های متأخرتر به محققان عرصه باستان شناسی و تاریخ شناسان نمایان ساخت.این خود انگیزه ای شد تا كاوشهای باستان شناسی در دشت جیرفت آغاز گردد و هر روزه نكات تاریكی از تاریخ این منطقه روشن شود. اما در كنار آغاز مطالعات باستان شناسی در دشت جیرفت حفاریهای گسترده قاچاقچیان اشیاء عتیقه درارتفاعات شمالی این دشت باعث توجه دوبــاره به سرشاخه های هلیلـــرود گردیــد مطالعات بسیار اندك و بررسیهای پراكنده ای در سرشاخــه های هلیلرود در دهه های گذشته توسط هیأتهای ایرانی و خارجی انجام گرفته بود اما انجام یك بررسی جامع وكامل با توجه به اهمیت فراوان این ارتفاعات و دشتهای مرتفع مابین ضروری می نمود. بدین جهت به پیشنهاد مدیریت محترم میراث فرهنگی كرمان و حمایت پژوهشكده باستان شناسی نگاره به همراه تنی چند از كارشناسان استان برنامه علمی و سیستماتیكی را برای بررسی جامع باستان شناسی سرشاخه های هلیلرود درسالجاری آغاز نمود. نخستین فصل بررسی و شناسایی درتابستان سالجاری بمدت یك ماه انجام گرفت در طی این بررسی كه از شرقی ترین قسمتهای سرشاخه های هلیلرود آغاز و تا نزدیكی روستاهای  شهر رابرانجام گرفت حدود   نودوپنج محوطه باستانی شناسایی و ثبت و ضبط گردید. با توجه به كوهستانی بودن منطقه و صعوبت كار بررسی تصمیم گرفته شد كه كل منطقه طی فازهای مختلف زمانی بررسی گرددو در هر فاز قسمتی از ارتفاعات و دره ها و سرشاخه ها ودشتهای مرتفع مورد بررسی و شناسایی قرارگرفته و گزارش آن تهیه گردد. اما فصل دوم بررسی و وجود چهارده گورستان دوران تاریخی كه تعداد اندكی از آنها مربوط به دوره های هخامنشی و پارتی و عمدتا“ متعلق به دوران تاریخی بوده اند نشان دهنده الگوی استقرار جوامع بشری در دوره های یادشده در این سرزمین مرتفع میباشد. تمامی این گورستانها بر روی پشته های بلند ویا ارتفاعات قرار گرفته است. تمامی گورها دارای معماری سنگی بوده است و از عمق چندانی برخوردار نیستند.تنها با حفر گودالی بسیار كم عمق و سپس سنگ چین پیرامون آن بصورت خشكه چین گور را محصور نموده و پس از تدفین و قراردادن اشیاء روی آن را بوسیله قطعات بزرگ سنگ پوشانده و سپس بوسیله لاشه سنگها گورها را تكمیل نموده اند متأسفانه بیشتر این گورها توسط مردم تخریب شده و بجز قطعات شكسته سفال هیچ نوع مواد فرهنگی دیگری در پیرامون قبور متلاشی شده دیده نشد.  از تاریخ 7/4/82 لغایت 19/4/83 سه فصل برنامه بررسی و شناسایی در منطقه رابر انجام شده كه هر فصل بطور متوسط 45 روز ادامه یافته كه در طی این مدت حدودا“ 292 اثر شناسایی شده كه از این آثار شناسایی شده تقریبا“ 105 اثر مربوط به دوران تاریخی –اسلامی و نود و پنج اثر مربوط به دوران پیش ار تاریخ و 92 محوطه فلزكاری كهن شناسایی شده این آثار فقط در محدوده ارتفاعات تا محل تلاقی رودخانه رابر  (روستای نهربادام)و شكل گیری رودخانه هلیل رود شناسایی شده اند كه پیش بینی می شود  در فصلهای بعدی برنامه بررسی و شناسایی این تعداد به حدود هشتصدو پنجاه اثر ارتقاء یابند.ارتفاعات سربه فلك كشیده این منطقه از یك سو شرایط آب و هوایی مناسب را برای سكونت انسان بویژه در ماههای گرم سال فراهم آورده است و از سوی دیگر خشونت طبیعت زمینه را برای ایجاد سازه های تدافعی مانند قلعه ها را فراهم آورده است.دراین منطقه ارتفاعات منفرد زیادی قلعه نامیده می شود مانند قلعه دیلم،قلعه سنگ عشق،قلعه سنگ و… اما بررسیهای باستان شناسی نشان داد كه تنها بعضی از این قلعه ها برای ایجاد سازه های تدافعی استفاده شده اند و بیشتر اینگونه عناوین بخاطر تشابه كلمه قله با قلعه بوده است و در واقع هیچ نوع بقایای معماری و یا آثار استقراری بر روی آن مشاهده نشده است اما دومورد از این قله های صعب العبور دردوره های اسلامی و بویژه در دوره سلجوقی برای ایجاد قلعه های دفاعی بكار رفته است و در رأس آنها بقایای حصارها ،پله های سنـگی و پراكـــندگی انـــــدك مــــواد فرهنگی بویژه سفالهای لعابدار دیده شد.این ارتفاعات با داشتن خشونت طبیعی تنها برای ایجاد سازه های دفاعی بكارنرفته است بلكه حفره ها،اشكفت ها و غارهای بسیاری كه بصورت طبیعی و گاها“ مصنوعی دردره ها و دامنه های پرشیب دیده می شود مورد استفاده مردمان درروزگاران گذشته جهت استقرار و یا مكانهای امنی درهنگام خطر بوده است. شناسایی بیش از شش غار واشگفت كه بقایای استقرارهای امروزی هرگونه آثار استقرارهای گذشته را مخدوش نموده بود گواهی براین مدعاست.

اگرچه هیچگونه آثار وشواهدی از استقرار مردمان پیش از تاریخ درمنطقه مورد مطالعه دیده نشد اما شناسایی هفده محوطه استقراری كه حداقل ده مورد آنها مربوط به دوره های تاریخی بود نشان دهنده گسترش استقرارهای انسانی دراین منطقه بعنوان منطقه ای ییلاقی دردوره های تاریخی بویژه دوره ساسانی و دوره های اسلامی بخصوص دوره سلجوقی و دوره های متأخرتر مانند صفویه می باشند. در محدوده مورد مطالعه راههای تابستانی فراوانی بوسیله گروه بررسیگر شناسایی و ثبت و ضبط گردید. از آن جمله راههای ارتباطی میان شهرها و روستاهای منطقه مورد مطالعه با دشتهای پیرامون مانند دشت جیرفت وكرمان. بیشتر این راهها توسط جهانگردان و سیاحان ایرانی واروپایی طی شده و هریك شرح مفصلی ازاین راهها ومنازل بین آنها آورده اند. یكی ازمهمترین این منازل كاروانسرایی است بنام كاروانسرای شیرزاد كه بین دو راه باستانی رابر به كرمان قرارگرفته است. این راه از روستاهای سیه بنوئیه واشكان عبور نموده و بعد از گذشتن ازقلعه سنگ عشق به شیرینك رسیده و بعد از قریه العرب و نگار به كرمان میرسد.به دلیل طولانی بودن راه وعبور آن ازمیان دره های صعب العبور وعمیق در میانه راه كاروانسرایی برای استراحت كاروانیان درمحلی بنام قلعه سنگ عشق بنا شده است. این كاروانسرا از بهترین نمونه های كاروانسراهای كوهستانی این منطقه است كه با سنگهای رودخانه ای وملاط ساروج ساخته شده است.وجود آب فراوان وجویباران خروشان در این منطقه ساخت هرنوع سازه آبی مانند سد و بند را منتفی ساخته است. تنها دردشتهای مرتفع میان رشته كوهها و آن هم برای فصول گرم سال قنواتی بسیاركوتاه با چاههای كم عمق و مادر چاههای نه چندان عمیق آب دامنه ها را به درون دشت هدایت كرده اند. اما كشت غلات و فراوانی آب باعث شده تا ازنیروی آب جاری برای به چرخش درآوردن چرخاب آسیاهای آبی بهره گرفته اند و با استفاده از نیروی آب غلات را به آرد تبدیل نموده اند. ازاینگونه سازه های آبی بیش از دهها مورد شناسایی گردید كه همگی دارای معماری یكسان شامل كانال آبرسانی،تنوره سنگ،ساروجی و فضای اصلی برای نصب چرخاب و سنگ آسیاب ازشن وملاط گل بود.براساس حوزه آبریز، رودهای تشكیل دهنده هلیلرود به شش قسمت به شرح زیر تقسیم گردید.

1-حوزه آبریز رود خاردان                            2-حوزه آبریز رود هنزا

3-حوزه آبریز رود سرمشك                         4-حوزه آبریز رودبر

5-حوزه آبریز رود رابر                                6-حوزه آبریز رودبافت

 

**********************************************

کدخدایان مناطق رابر در دوران پهلوی

 

قنبر مهدی پور

رابر

حیدر سپهری

رابر،دیوران،باغ خواجه حسن،لنگر

1342

سعدا... سلاجقه

تذرج، مبارکه،منوکین

1335

حسین زارع منصوری

ده دیوان و ننوک

1333

اسدا... سیوندی پور

اسکر

1341

محمد بنی اسدی

سیه بنوئیه و توابع

1332

بهرام حیدری

چهرن و پای نگین

1335

حسینعلی میرزایی

رودر،گازروئیه،صفاو تاویقوئیه

1332

فیض ا... شمس الدینی

گنجان،آبدر،اشکان،دزدان،زمین انجیر

1344

حسین شمس الدینی

مبارک شاه،گشکین،روسکین

1347

حسین جهانشاهی

جواران،کهنوج،دختک،یخمور

1329

احمد امیرشکاری

قنات ملک

محمدعلی امیرشکاری

کلدان،میدان،گتک،ده ملک،نهربادام

1339

 

روسای انجن دهات رابر در دوران پهلوی

محمود سپهری

رابر

اصغر خان صولت زاده

ده دیوان

رضاقلی رودری

رودبر

عباس سلاجقه

کشکوئیه

میرزا کاظمی

اسکر

درویش شمس الدینی

گنجان

فیض ا... شمس الدینی

دزدان

نعمت ا... حاجی زاده

جواران

حسین بازور

 

رابُر شهری است کوهستانی در استان کرمان. این شهر مرکز شهرستان رابر قرار گرفته و بنا بر سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن برابر ۱۲۷۰۷ نفر است آب‌وهوای رابر معتدل کوهستانی است.

شهر رابر در سال ۱۳۴۱ از تشکیل پنج محله (قلعه – علیا – دیوران- باغ خواجه‌حسن – کشکوئیه – مورئیه) تأسیس گردید.

تل کوشک با پیشینه بیش از ۲۵۰۰ سال که در جنوب شهر رابر وجود دارد و هنوز کاوش نشده از نقاط باستانی آن است. از مناطق دیدنی این شهر می‌توان به چشمه عروس اشاره کرد. شهر رابر فاقد صنایع و کارخانه‌است.

در قدیم

فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸ در مورد رابر می‌نویسد: قصبه مرکز دهستان رابر بخش بافت شهرستان سیرجان واقع در ۳۶ هزار گزی خاور بافت، انتهای راه فرعی بافت به رابر. محلی است کوهستانی و سردسیر و سکنه آن ۳۳۱۴ تن است. آب آن از رودخانه و قنات و محصول آن غلات و حبوبات و میوه‌های آن به خوبی معروف است. شغل اهالی زراعت و دکانداری است. راه فرعی، پاسگاه نگهبانی، فرهنگ، بهداری، تلگراف‌خانه و دبستان دارد. ساکنان از طایفه خالو هستند

رابر با وسعت 4500كیلومترمربع دارای جمعیتی بیش از 52000نفر در ارتفاع 2500متر از سطح دریا و در دامنه كوههای مرتفع معروف به كوه شاه بحرآسمان و كوه رابر در فاصله 180كیلومتری جنوب غربی مركز استان كرمان قرار دارد . از شمال با بخش لاله زار بردسیر و قریه العرب و از جنوب با شهرستان جیرفت و از شرق با بخش ساردوئیه و بخش راین و از غرب و جنوب غربی با بخش مركزی بافت همجوار می باشد .شهرستان  رابر دارای 4 دهستان به نام های رابر –جواران – هنزاءو سیه بنوئیه است . فاصله روستاهای مرزی از قسمت جنوب غربی تا مركز بخش 80 كیلومتر و فاصله روستاهای مرزی از قسمت جنوب تا مركز بخش 70 كیلومتر و فاصله آخرین روستاهای مرزی از قسمت شمال تا مركز بخش 40 كیلومتر و فاصله آخرین روستاهای مرزی از قسمت شمال شرقی تا مركز بخش 50كیلومتر  می باشد . شهرستان رابر دارای 230 روستای دارای سكنه و 234 مزرعه و در مجموع دارای 464 روستا و مزرعه می باشد .

آب و هوا

شهرستان رابر در حصاری از كوههای (شاه- ارتفاعات قلعه سنگ- باغ بهادر- سر مشك- ارتفاعات تخت سر طشتك و بهر آسمان ) به صورت نعل اتسبی قرار دارد.از سمت جنوب پیوستگی كوهها قطع و یك دهانه عبور رودخانه هلیل را تشكیل می دهد و شاید همین دهانه به سمت دهستان اسفندقه از شهرستان جیرفت باعث شده بخشی از روستاهای دهستان جواران از پدام آباد تا گتك در فصل تابستان دارای آب و هوایی گرم و در زمستان معتدل باشند . آب و هوای اكثر مناطق شهرستان رابر در فصل زمستان سرد و در فصل بهار و تابستان معتدل و بسیار دل انگیز و خنك می باشد و در مجموع آب وهوای كوهستانی كه در تابستانها از 28درجه سانتیگراد بالای صفر تجاوز نمی كند و در فصل زمستان در بعضی از مناطق حدوداً به 15 درج زیر صفر می رسد .در فصل زمستان عمده كوهها پوشیده از برف است و در كوه شاه كه در شمال رابر قرار دارد و در بعضی از سالها برف چندین سانت روی هم انباشت می گردد . بدلیل قرار گرفتن در دامنه ی كوههای پر از برف دارای قنوات و چشمه سارهای متعدد می باشدكه آب كشاورزی و صنعتی بخش را تأمین می كند . میانگین بارندگی سالیانه در این بخش 270 میلیمتر در سال  می باشد.

رودخانه ها .قنوات و چشمه سارها

عموم رودخانه های شهرستان رابر به سمت جنوب در حركت می باشند و نهایتاً هلیل رود را تشكیل می دهند .

در وقع رودخانه های رابر سرچشمه های هلیل رود هستند و آب دو سد برزگ جیرفت و صفارود را تأمین می كنند كه علاوه بر استفاده كشاورزی شهرستانهای جیرفت و رابر – آب شورب مركز استان در دراز مدت نیز از رابر و سد صفا تأمین می گردد .

شهرستان رابر دارای 123 رشته قنات – 405 چشمه – 4رودخانه دائمی و 20 رودخانه فصلی می باشد كه موجبات سربلندی وزیبایی – طراوت و رونق كشاورزی و باغداری این خطه را موجب شده اند .

كوهها و ارتفاعات

كوه شاه كه بر روی ارتفاعات آن آثار و تخت شاهزاده هنوز مشهوراست 

 كوه قلعه سنگ در جنب روستای تذرج

كوههای به هم پیوسته واقع در جنوب غربی مشهور به كوه رابر .

 كوههای به هم پیوسته واقع در شمال رابر مشهور به كوه سفید

كوههای به هم پیوسته واقع در شمال شرقی بخش مشهور به كوه تنگل هونی

كوههای به هم پیوسته واقع در بحرآسمان مشهور به كوه ناران

كوههای به هم پیوسته واقع در سرمشك –بندر هنزاء –تخت سرطشتكو در آلوئیه واقع در شمال شرقی .

 

اطلاعات کلی

نام رسمی:

رابر

کشور:

ایران

استان:

کرمان

شهرستان:

رابر

سال شهرشدن:

۱۳۴۱

مردم

جمعیت:

۱۲۷۰۷

زبان‌های گفتاری:

فارسی

جغرافیای طبیعی

مساحت:

۲۸ کیلومتر مربع

ارتفاع از سطح دریا:

۲۳۴۳ متر

اطلاعات شهری

وب‌گاه:

شهرداری رابر

 

 

 

 فرمانداری شهرستان رابر:

بخش رابر در سال 1388 با عنایات دولت ، حمایتهای سردار سلیمانی و پیگیریهای نماینده خود در مجلس شورای اسلامی به شهرستان تبدیل شد . با گذشت مدت زمان کوتاه دکتر علیرضا مرادی به عنوان اولین فرماندار آن منصوب شدند. این شهرستان در حال حاضر دارای دو بخش هنزا و مرکزی می باشد .

بخشداری رابر:

بخشداری رابر از زمانهای گذشته مركز حكومتی قراءخمسه شامل رابر – اسفندقه- رودبار- جبالبارز- و ساردوئیه بوده و كلیه مالیاتها توسط حاكمان این بخش جمع اوری و به حكومت مركزی ارسال می شده . بقایای ساختمانهای حكومتی مانند باغ و بنای رفعت الدوله و تل كوشك و خانه صولت السلطنه در مركز شهر بیانگر این موضوع میباشد. پیشینه و قدمت تاریخی این شهرستان دستخوش حوادث و وقایع تاریخی در حكومتهای گذشته بوده است .بعد از پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) و توجه به مناطق دور افتاده باعث شد كه در سال 1359 بخشداری رابر تأسیس شود.

شهرداری رابر :

 شهرداری شهر رابر در سال 1342 تأسیس و آقای اصغر خان صولت زاده بعنوان اولین شهردار شروع بكار نمود محله های شهر عبارتند از : دیوران – مر دوئیه – قلعه – باغ خواجه حسن – توده – درآسیاب – شهرك و كشكوئیه می باشد .شهر رابر دارای 16 خیابان و 320 كوچه و 4 میدان و 2پارك از جمله پارك ملت به مساحت 48 هكتار می باشد و هم اكنون شهرداری با درجه 6 و تعداد 60 پرسنل و 38 دستگاه انواع خودرو های عمرانی – خدماتی مشغول خدمات رسانی در محدوده ی شهر رابر به وسعت 15 كیلومترمربع می باشد .

كمیته امداد امام خمینی (ره):

در سال 1360 كمیته امداد حضرت امام خمینی ره در  رابر تأسیس شد .

دادگاه عمومی شهرستان:

در سال 1380 با پیگیری بخشداری رابر رابر و ریاست دادگستری شهرستان دادگاه شهر رابر تأسیس گردید در حال حاضر دادگاه عمومی مستقل رابر 71 شعبه شورای حل اختلاف مشغول انجام وظیفه و رسیدگی به امور قضایی و اختلافات كلی و جزئی مردم شریف شهرستان. می باشند .

برق منطقه ای رابر:

اداره برق رابر از سال 1348 تا سال 1353 زیر نظر شهرداری با یك موتور 50 كیلوواتی و یك موتور 100 كیلوواتی شروع بكار نمود ودر سال 1353 در اختیار وزارت نیرو قرار گرفت و تا كنون با واگذاری 9000 اشتراك برق به روستاهای شهرستان و شهر رابر مشغول خدمات رسانی است .

 جهاد كشاورزی :

اداره كشاورزی رابر در سال 1341 تأسیس گردید پس از پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی با جهاد سازندگی ادقام و هم اكنون جهاد كشاورزی  رابر با 22 نفر پرسنل در حال خدمت به بخش كشاورزی می باشد.

اداره داریی رابر :

در سال 1373 در ساختمان استیجاری با 4نفر كارمند شروع بكار و در سال 81 در رابر تأسیس شد. 



اداره پست :

 این اداره در سال 1333 در یك ساختمان استیجاری با یك نفر پرسنل شروع بكار و در سال 1359 از اداره مخابرات جدا و در یك ساختمان ملكی به متراژ 550 مترمربع با 2 نفر پرسنل شروع بكار نموده است .

اداره دامپزشكی:

واحد دامپزشكی در سال 1359 در اداره كشاورزی شروع بكار نموده و با مستقل شدن شبكه دامپزشكی این واحد از سال 1369 مشغول خدمت به دامداران منطقه می باشد .

اداره گاز :

این اداره در سال 1385 شروع بكار نموده و تاكنون با واگذاری 2810 اشتراك گاز به شهر رابر مشغول خدمات رسانی است .

مركز بهداشت و درمان فوریتهای پزشكی :

این مركز دارای 20 خانه بهداشت روستایی و 5 مركز درمانی بهداشتی و اورژانس جاده ای 115 می باشد .

اداره مخابرات:

تا سال 1358 با اداره پست ادقام بوده و در سال 1359 از پست جدا و بطور مستقل تأسیس شد .با واگذاری تعداد 3400 اشتراك تلفن ثابت شهری و 658 اشتراك ثابت روستایی در حال خدمت رسانی می باشد .

آب و فاضلاب روستایی:

آب وفاضلاب روستایی در سال 1383 شروع بكار نموده است .

 

اداره آموزش و پرورش:

در سال 1295 با تأسیس اولین مدرسه در شهر رابر فعالیت آموزش وپرورش آغاز و آقای محمدعلی دانش آموز بعنوان اولین معلم با تعداد 9 نفر دانش آموز به تدریس مشغول گردید .

در سال 1360 آموزش و پرورش مستقل گردید و شهید عبدالمهدی امیدی بعنوان رئیس اداره منصوب گردید .

پرسنل اداری آموزش و پرورش 30 نفر و كادر آموزشی 700 نفر می باشد . تعداد دانش آموز سه مقطع 6011 نفر . تعداد كودكستان ها 26 آموزشگاه با 374 نوآموز – مدارس ابتدایی 61 آموزشگاه با 2019 دانش آموز – مدارس پیش دانشگاهی و پیش دانشگاهی بزرگسالان 4 آموزشگاه با 365 دانش آموز – كودكستان استسنایی 1 آموزشگاه – مدارس استسنایی ابتدایی 1 آموزشگاه – مدارس استسنایی راهنمایی 1 آموزشگاه با 18 دانش آموز .

دانشگاه پیام نور :

این دانشگاه در سال 1386 تأسیس شد و در رشته های مختلف علوم اجتماعی- روانشناسی – علو تربیتی – مدیریت آموزشی – ادبیات با تعداد 360 نفر دانشجو در حال فعالیت می باشد .

 نماز جمعه :

اولین نماز دشمن شكن جمعه در سال 1360 در این منطقه به امامت حجت السلام والمسلین بهرامی راه اندازی و اقامه گردید و هم اكنون نماز جمعه شهر رابر به امامت حجت الاسلام مهرابی زاده در مساجد شهر اقامه می گردد

معدن مس بندر هنزاء و درالوئیه با غنی 6/4% و ذخیره 270میلیون
 معدن غنی كرومیت .
 معادن سنگ گرانیت .
 معادن غنی آهك هیدراته.
 معدن مس چهرون.
معدن غنی خاك رس و سایر معادن

اقتصاد رابر:

اقتصاد رابر بر پایه ی كشاورزی – باغداری – دامداری – پرورش زنبور عسل – پرورش ماهی – صنایع دستی و غیره استوار است . بیش از 12 هكتار از اراضی بسیار مرغوب و حاصلخیز زیر كشت محصولات كشاورزی نظیر گندم – جو – زعفران- علوفه دام قرار دارد . میزان گندم صادر شده به سیلو های استان در سال قریب به 20000 تن گندم می باشد .6500هكتار اراضی تبدیل به باغستانهای مشجر بسیار زیبا و دیدنی و عموماً درختان اصلاح شده ی گردو در آن غرس گردیده است . سایر درختان میوه عبارتند از سیب – گلابی –گیلاس- زیتون و غیره بیش از 3000 تن برداشت محصول گردوی این بخش می باشد كه به سایر شهرستانها و مركز استان صادر می گردد و هین دلیل دومین مركز تحقیقات گردوی كشور در این بخش در زمینی به مساحت 50000 هكتار شروع به فعالیت نموده است .بیش از 600000 رآس دام (گوسفند –بز و بزغاله)و 2500رأس گاو شیری و گوشتی در شهرستان رابر پرورش می یابد . تعداد 25000 كلنی زنبور عسل توسط اهالی پرورش یافته و بطور متوسط میانگین عسل تولید شده از هر كلنی 10كیلو می باشد . صنایع دستی شامل قاتلی بافی – گلیم بافی– جاجیم –مكرومه – نمدمالی و غیره می باشد و فرش تولید شده بسیار مرغوب است .

بیش از 4500 هكتار از مراتع و طبیعت زیبای شهرستان رابر پوشیده از جنگلهای انبوه نظیر بادام كوهی –بنه-كهكمو ارژن گز و جنگلهای زیبا و دیدنی و بی نظیر سرو وحشی یا اوورس می باشد كه توسط اهالی مورد استفاده اقتصادی قرار می گیرد.                        

  گردو بر هر درد بی درمان دواست

 

یكی از خوشمزه ترین راهها برای افزودن مواد مغذی، طعم و تردی به غذا، افزودن گردو به آن است. مغز گردو ساخته شده از تكه‌های ناهموار و پروانه‌ای شكل است.   یكی از خوشمزه ترین راهها برای افزودن مواد مغذی، طعم و تردی به غذا،  افزودن گردو به آن است. گردو در ماههای  شهریور ومهربرداشت می‌شود و در همه فصول سال وجود دارد و منبع بسیار خوبی از اسیدهای چرب امگا 3 است.مغز گردو ساخته شده از تكه‌های ناهموار و پروانه‌ای شكل است. این تكه‌ها به رنگ سفید چرك هستند و با پوستی نازك به رنگ قهوه‌ای روشن پوشیده شده‌اند. آنها كمی‌درهمدیگر گره خورده‌اند. این مغزها درپوستی گرد یا دوك مانند به رنگ قهوه ای و خیلی سفت محصور شده اند.

 

 

 ذخیره گاه اورس گلوچار رابر :

این ذخیره گاه به مساحت 382هكتار در حوزه استحفاظی سرجنگلبانی شهرستان رابر قرار دارد و مسیر ارتباطی آن از طریق جاده رابر به جیرفت (جاده هنزایا ساردو) می باشد . این محدوده در تاریخ 12/5/81 باستناد ماده یك قانون حفاظت و حمایت ذخیره گاههاو ماده پنجاه قانون حفاظت و بهره برداری از جنگلها و مراتع توسط اداره كل منابع طبیعی استان كرمان قروق اعلام شد . منطقه موردنظر دارای زمستانی طولانی و به نسبت پررف است .عرصه در بیشتر نقاط سنگلاخی با خاكی كم عمق بوده و با افزایش ارتفاع بطور كامل سخره ای می گردد .این تیپ گیاهی از ارتفاع 2500 تا 3200 متری گسترش دارد . گونه حفاظت شده در این ذخیره گاه گونه ارس می باشد juniperus polycarpos  كه انتشار وسیعی در سطح ایران دارد و جامعه جنگلی آن عمدتاً در بالای جامعه بنه و بلوط قرار گرفته است . این درخت دوپایه وارتفاع آن به 7 متر می رسد ظاهری مخروطی شكل دارد و پوست تنه آن خاكستری متمایل به سرخ می باشد برگهای آن فصلی ودر چهار ردیف بر روی شاخه ها تكیه نموده است میوه آن گرد و نیلی رنگ متمایل به سیاه می باشد .گونه ارس یكی از چهار گونه سوزنی برگ بومی ایران بشمار رفته و گونه باارزشی می باشد . دیرزیستی این گونه به 2000 سال هم می رسد از علل تخریب این رویشگاه استفاده از سر شاخه های درخت به عنوان سوخت در این مناطق می باشد بنابراین حفظ چنین رویشگاهی می تواند تضمین كننده آینده توده باشد .

 

منطقه رابر به علت كوهستانی بودن و وجود چشمه سارها و جویبارها و رودخانه های متعدد و همجوار بودن با مناطق گرمسیری از دیرباز مورد توجه ابناع بشر واقع شده است . وجود آثار باستانی نظیر ظروف سفالی- اشیاءسنگی و فلزی بدست آمده از تپه ها و محوطه ها و گورستان های مربوط به دوران مختلف تاریخی و حتی پیش از تاریخ در این منطقه و وجود مناطق متعدد فلزكاری كهن كه مورد بررسی و شناسایی باستان شناسی قرار گرفته است و معادن هن مس كه در گذشته بسیار دور از آنها مس استخراج و استهسال می نموده اند و به دشت جیرفت و اولین منطقه مدنیت در سوغان بافت صادر و اشیاء موردنیاز را وارد می كرده اند و از طرفی اشیاء باستانی بدست آمده از منطقه تاریخی تل كوشك و سایر مناطق این شهرستان قدمت آن را به دوران قبل از میلاد مسیح می رساند و سابقه مدنیت در این منطقه را به ادوار گذشته تاریخ و همزمان با ظهور مدنیت در منطقه سوغان بافت و جیرفت می رساند .

رابر با وسعت 4500كیلومترمربع دارای جمعیتی بیش از 52000نفر در ارتفاع 2500متر از سطح دریا و در دامنه كوههای مرتفع معروف به كوه شاه بحرآسمان و كوه رابر در فاصله 180كیلومتری جنوب غربی مركز استان كرمان قرار دارد . از شمال با بخش لاله زار بردسیر و قریه العرب و از جنوب با شهرستان جیرفت و از شرق با بخش ساردوئیه و بخش راین و از غرب و جنوب غربی با بخش مركزی بافت همجوار می باشد .شهرستان  رابر دارای 4 دهستان به نام های رابر –جواران – هنزاءو سیه بنوئیه است . فاصله روستاهای مرزی از قسمت جنوب غربی تا مركز بخش 80 كیلومتر و فاصله روستاهای مرزی از قسمت جنوب تا مركز بخش 70 كیلومتر و فاصله آخرین روستاهای مرزی از قسمت شمال تا مركز بخش 40 كیلومتر و فاصله آخرین روستاهای مرزی از قسمت شمال شرقی تا مركز بخش 50كیلومتر  می باشد . شهرستان رابر دارای 230 روستای دارای سكنه و 234 مزرعه و در مجموع دارای 464 روستا و مزرعه می باشد .

 مهمترین زیارتگاهها و اماكن مذهبی بخش رابر

 عبارتند از

1- امامزاده سیدابراهیم(سیدمرتضی) در روستای سیدمرتضی

 2-امامزاده شاه مرتضی در روستای اسلام آباد

3-امامزاده سیدابوالقاسم در روستای لنگر 

4-زیارتگاه سیدخوشنام و پیرخوشنام واقع درتنگل هونی

5-زیارتگاه پیریكه در مزرعه پیریكه

6-امامزاده میرمرتضی درروستای كنگری

7-پیرباباشاهی واقع در شهررابر

8-زیارتگاه سیدابوالقاسم معروف به جد میرهادی واقع در شهر رابر و 43 گلزار مقدس شهدای دوران دفاع مقدس

 

 

 

رامسر جنوب

فاصله تا مرکز استان کرمان: 180 کیلومتر

فاصله تا نزدیک ترین شهرستان :36 کیلومتر (بافت)

مساحت:2500کیلومتر مربع

مختصات جغرافیایی:شمال(کوه لاله زار) جنوب(اسفندقه) شرق (ساردوئیه) غرب(بزنجان)

ارتفاع از سطح دریا:2350 متر

آب و هوا: کوهستانی در تابستان حداکثر26 درجه بالای صفر، در زمستان 15 درجه زیر صفر

مراکز تفریحی: امامزاده سید مرتضی (فرزند بزرگ امام موسی بن الجعفر)،چشمه عروس،عشق آباد ، گردو در کار، تخت سرتشتک، بندر هنزا، چشمه علی چهرن ، آبسر...

مشاغل: کشاورزی ، دامداری ، باغداری ، اداری

محصولات کشاورزی: گندم ، جو ، ذرت ، ارزن ، کنجد، سیب زمینی ، پیاز ف سیر، لوبیا ، عدس ، زعفران ...

محصولات باغی : گردو ، بادام ، سیب ، گلابی ، زردآلو ، آلوچه ، انجیر ، انار ، آلبالو ...

بخش ها : مرکزی، هنزا

دهستانها:سیه بنوئیه ، جواران

ایلات : آئینه ای، لری ، کچمی ، سلیمانی ، علیدادی ، امیر حیدری

جمعیت : طبق آخرین سرشماری ،54هزار نفر

معادن: معدن مس درآلو

صنایع دستی: قالی ،گلیم، نمد

شهر رابر:

سابقه شهرداری : 1341

اولین شهردار: اصغر خان صولت زاده

سابقه فرمانداری : 1388

اولین فرماندار: دکترعلیرضا مرادی

نماینده مجلس: مهندس محمدتقی بختیاری

فامیل های معروف: مهدی پور ،صولت زاده، تاج الدینی،درتاج. کریمقاسمی ، شهابی ، سلاجقه ، هاشمی ، خواجه حسنی ، شمس الدینی.سلیمانی

محله ها: دیوران ، توده ، قلعه، کشکوئیه ، باغ خواجه حسن ، موردوئیه

نام گذاری رابر:مشهور آن است که این منطقه پوشیده از جنگلهای انبوه بوده وسعت و تراکم درختان مانع از رفت و آمد به این خطه بوده که با قطع کردن درختان راهی باز شده و نام این منطقه"راه بر" یعنی راه بریده شده معروف گردید و به مرور زمان (رابر) نامیده شده است.

از دوره تیموریان برخی از آثار شهر نشینی نظیر تل کوشک در این شهر دیده می شود.

در دوره قاجار مالیات بلوک خمسه(جیرفت، جبالبارز،اسفندقه ،رودبار ورابر)در رابر جمع آوری و از اینجا به دایره حکومتی در کرمان فرستاده می شدند.

همسر سوگلی فتحعلی شاه قاجار به نام فاطمه در کفاش از اهالی رابر بود که به دلیل هوش بالایی که داشت خیلی سریع در امور مملکتی وارد شد .از آنجاکه برادر این خانم به نام علی اکبر در دستگاه حکومتی حضور داشت و به عنوان دایی فرزندان شاه بود به وی خالو می گفتند از این رو طایفه ای در حال حاضر در رابر بر همین مبنی فامیلی خالویی را برای خود برگزیدند.

عکس هایی از مناطق رابر

گردو دره کار

گردو دره کار

ارتفاعات کوه شاه

نمایی از فراز قله کوه شاه

تخته سنگهای آتفشفشانی کوه شاه

دامنه کوه شاه

گیاه مینیاتوری و زیبای کوه شاه

آبشار دامنه کوه شاه

چمنزارهای کوه شاه

آبشار گردو دره کار

چمنزارهای کوه شاه

زندگی عشایری در دامنه کوه شاه

گردوهای چند هزار ساله گرود دره کار

مسیر دسترسی به منطقه گردو دره کار کوه شاه از شهر رابر

سنگ نوشته کوه شاه مربوط به دوران قاجار

گیاه مینیاتوری در عشق آباد

دره عشق آباد رابر

گیاه وحشی کوه شاه

نمایی شهر رابر از فراز کوه شاه

راس قله کوه شاه

تخت شاهزاده کوه شاه

دامنه کوه شاه

نمایی از غروب بر فراز کوه شاه

صعود کوهنوردان به قله 4800 متری کوه شاه

کوه شاه پوشیده شده از برف

کوه شاه

دره سرمشک

پوشش گیاهی سرمشک

باغات سرمشک

گلی هوک

دره گلی هوک

برکه گلی هوک

انتهای دره گلی هوک

یک روز پائیزی در سرمشک

گردوی رابر

غروب در سرمشک

پوشش گیاهی سرمشک

دره سرمشک در تابستان

دره سرمشک در پاییز

دورنمای روستای سرمشک

زندگی حشرات (چنز)در طبیعت سرمشک

درخت گردو در پاییز

طبیعت رابر

رابر

رامسرجنوب

سایت رابر

Image hosting by TinyPichttp://raboor.blogfa.com/

کلیک کن

http://rabor.orq.ir/

رابر

موبایل

PersianMob.NetPersianMob.NetPersianMob.Netاین هم عکس موبایلhttp://raboor.blogfa.com/

PersianMob.Net

بنام یزدان مهرآفرین

سلام دوستان عزیز

      من یکی از جوانان رابرم سرزمینی که همیشه به وجود و بودن آن افتخار می کنم اما متاسفانه هیچوقت نتوانستم  دردها وبی رحمی هایی که برای عدم پیشرفت این دیار و لطمات و صدماتی که بخاطر بی مسئولیتی مسئولین این دیار و شهرستان بافت بر پیکره این شهر بی آلایش وارد شده فراموش کنم چه کنم ؟ نمی توانم بی درد بمانم  لذا تصمیم گرفتم این وبلاگ را علاوه بر شناساندن منطقه -  برای انعکاس درد نامه مردم این دیار راه اندازی کنم . لینکهای مرتبط با رابر را هم در پیوندهای سایت قراردادم تا از دیگر سایتهای رابر نیز دیدن کنید امیدوارم دوستان  مرا در این  هدف کمک نمایند

شمس الدینی

موقعيت تاريخي و ميراث فرهنگي‌

 موقعيت تاريخي و ميراث فرهنگي‌

منطقه رابربعلت كوهستاني بودن و وجود چشمه سارها و جويبارها و رودخانه هاي متعدد و همجوار بودن با مناطق گرمسيري از ديرباز مورد توجه بشر واقع شده است و اصلي ترين رودخانه هاي تشكيل دهنده هليلرود در اين منطقه قراردارند و بستر اصلي هليلرود در 17 كيلومتري جنوب غرب شهر رابر شكل مي گيرد و بسوي دشت جيرفت روانه مي شود وجود آثار باستاني اعم از تپه ها و محوطه ها و گورستانها مربوط به دوران مختلف تاريخي و حتي پيش از تاريخ در اين منطقه و محوطه هاي متعدد فلزكاري كهن كه طي برنامه بررسي و شناسايي باستان شناسي كشف شده اند و معادن كهن مس كه در گذشته بسيار دور از آنها مس استخراج واستحصال مي نموده اند و به دشت جيرفت و سايرنقاط صادر مي كرده اند و كثرت اين آثار آنقدر بوده كه منطقه مورد توجه هيأتهاي باستان شناسي خارجي قرار گيرد و باعث شده چندين دفعه هيأتهايي از كشور آلمان از منطقه بازديد نمايند. منطقه رابر نه تنها درايران باستان مورد توجه قرارگرفته بلكه در سده هاي اخير نيز مورد توجه بوده و بنا به اسناد و مدارك موجود مركز حكومت بلوك خمسه (جيرفت،اسفندقه،رابر،ساردوئيه و جبالبارز) بوده و حكمراناني نظير نصراله خان قاجار فرزند ابراهيم خان، ظهيرالدوله حاكم كرمان  همسر سروجهان خانم ، دختر فتحعلي شاه قاجار و محمدابراهيم خان قاجار فرزند نصراله خان قاجار و حسين خان قاجار فرزند محمدابراهيم خان و رستم اسفندياري (رفعت الدوله) فرزند مرتضي قلي خان وكيل الملك ثاني حاكم كرمان و مرتضي قلي خان صولت السلطنه و ولي خان علي نقي خان در رابر متوطن بوده و اينجا را مقر حكومت خود قرارداده اند كه وجود باغهاي حسين خان با آثار بناي حكومتي و باغ رفعت الدوله با كوشك ميداني و منزل صولت السلطنه در محله قلعه رابر و اسناد ومدارك مكتوب دليل قاطع بر مدعاي فوق است. رابربه غير از داشتن مراكز تاريخي بسيار از مواهب طبيعي بهره بسيار برده است.

موقعيت تاريخي رابر

جايي كه خاكش عنبرين ومشكباراست        جايي كه آبش چون گلاب و نقره وار است   

خوانند نامــش رابر و همــتا نـــدارد          شهــر شجر، شهــرهنر، شهــر ثماراسـت

شهرشهيدان،شهرخوبـان،شهـريــاران         شهــر شقـايق،شهــرگل، شهـــربهاراست

براي بررسي و تحقيق تاريخي،اجتماعي رابر همانند ساير متون تاريخي دسترسي به اسناد و مدارك تاريخي لازم مي باشد. متأسفانه بعلل گوناگون از جمله آگاهي از محدوديت ارتباط فرهنگي اين بخش با مراكز بزرگ شهري و بافت اجتماعي و اقتصادي كه دامداري وكشاورزي شالوده اصلي آن را سامان داده مدارك مستند از ادوار اوليه جمعيت انساني اين بخش دردست نميباشد وجود اندك مداركي از معاملات و اسناد تجاري و خانوادگي مانندكاغذ مهريه ها، قولنامه ها، صورت هزينه ها و احكام شرعي، چشم انداز كم رنگي از اوضاع اجتماعي اين ديار در دوران قاجار نشان ميدهد. ساخت جمعيت قبيله اي و عشـــيره اي و از طرفي فرهنگ خون ونژاد وحاكميت طبقات برتر موانعي را براي رشد و پويايي فرهنگي و اجتماعي بوجود آورده است. با همه اين محدوديت ها كه حركت روبه كمال اين جامعه را كند نموده است استعدادهاي خدادادي و هوشمندي نوابغ ومتفكران اين ديار آثار خود را دراين روند به جاي گذاشته اند.بررسي آثار باستاني به جاي مانده كه بدون شناسنامه باستان شناسي وقتي در قطعات كوچك و بزرگ اراضي و كوهستاني و تپه ها وارتفاعات ديده ميشود ، حكايت ازاستقرار گروههاي جمعيتي مهاجر در كنار رودخانه ها و چشمه سارها دارد كه اغلب اين آثار باستاني در كندوكاوهاي كشاورزان و دامداران بصورت تصادفي شناسايي شده، متأسفانه هيچگونه اقدام حفاظتي و تحقيقي در زمينه باستان شناسي درسطح استان در اين منطقه صورت نگرفته است. با ارزيابي اوليه و اطلاعات غيررسمي بعضي ازاشياء قديمي مانند شمشير، سكه، ظروف سفالي، وسايل دفاع و شكار،وسايل زينتي،ظروف غذاخوري و آشپزي كه دامنه ي تعلقات تاريخي اين اشياء به قبل از اسلام و دوران اشكاني تا دوره هاي اسلامي كشيده مي شود.

وجود قلعه ديلميان در ارتفاعات شمال رابر و همچنين روستايي بنام اشكان در ارتفاعات شرقي وتل قيصريه در جنوب وتل كوشك درمركز بخش بيانگر سابقه تاريخي و باستاني شهررابرميباشد.

دربعد ديگر آثار به جاي مانده ازتمدنهاي حوزه هليلرود كه ازمنطقه رابرسرچشمه مي گيرند قدمت رابر را مشخص مي نمايد. ابزار و اقلامي كه از زير خاك بيرون آورده شده نمايانگر يكي ازتمدنهاي قديمي باستاني درناحيه اين رودخانه بوده است.

كارگاههاي ذوب فلزات مس و مفرغ كه درجاي جاي منطقه رابر آثار آن مشاهده مي شود بيانگر نبوغ و استعداد مردم اين ديار در امورمعدن و فلزكاري و ساخت ابزارهاي مختلف بوده است.اگربخواهيم نام رابررا درمتون گذشته بيابيم، بعلت حضوراقوام كوچ نشين دراين منطقه و نبود حكومت مركزي دركرمان، نام اين بخش با كلمه ((اقطاع)) همراه ميباشد.

در بسياري از كتب تاريخي وقتي كه از اقطاع صحبت مي شود از علائم و آثار وموقعيتهاي جغرافيايي به موقعيت آن مي توان پي برد. بعنوان مثال در عصر حاكميت ديلميان دركرمان و لشكركشي معزالدوله يكي از حكام ديلمي به جيرفت،دلفارد و ساردوئيه دربسياري ازبخشهاي رابرنبردهايي به وقوع پيوسته اما بنام كوهستانهاي دنباله جيرفت مطرح شده، همچنين در دوران حكومت آل مظفر دركرمان كه عمادالدين احمد از طرف شاه شجاع در كرمان حكومت داشته كه بعداز مرگ شاه شجاع اين حاكم تسليم سپاهيان اميرتيمور گوركاني شده در قسمتي ازتاريخ كرمان نام رابر براي اولين بار در متون تاريخي عينا“ نقل ميشود.توضيح اينكه دركتب تاريخي مربوط به كرمان اقطاع از موقعيت بسيار مهمي برخوردار ميباشد و تأثيرگذاري اقطاع در وقايع جنوب شرق ايران مشهوداست. از آباداني منطقه رابر در قرن هشتم نوشته اي وجود دارد كه از آن مي توان استفاده نمود اين منطقه جزء مناطق برجسته كرمان محسوب مي شده است اين نوشته مربوط به ماركوپولو سياح مشهوري است كه درآن زمان به ايران مسافرت نموده و در سفرنامه خوداز تعداد معدودي از شهرهاي آبادايران نام برده از جمله اين معدود شهرها و مناطق رابر است.

مهمترين زيارتگاهها و اماكن مذهبي بخش رابر عبارتند از1- امامزاده سيدابراهيم(سيدمرتضي) در روستاي سيدمرتضي 2-امامزاده شاه مرتضي در روستاي اسلام آباد3-امامزاده سيدابوالقاسم در روستاي لنگر4-زيارتگاه سيدخوشنام و پيرخوشنام واقع درتنگل هوني5-زيارتگاه پيريكه در مزرعه پيريكه6-امامزاده ميرمرتضي درروستاي كنگري7-پيرباباشاهي واقع در شهررابر8-زيارتگاه سيدابوالقاسم معروف به جد ميرهادي واقع در شهر رابر و 43 گلزار مقدس شهداي دوران دفاع مقدس.

فصل دوم گزارش هيأت بررسي و شناسايي سرشاخه هاي هليلرود در مورد بخش رابر بدين شرح مي باشد:

ارتفاعات سربه فلك كشيده لاله زار، هزار،جبال بارز،ماران وديگر ارتفاعات پست تر تشكيل يك جزيره آب و هوايي در غرب سرزمين خشك و تفتيده كرمان را داده است كه هرساله باعث جذب نزولات جوي فراوان شده و بارشهاي فراواني را پديد آورده مي آورد. بارشهاي سالانه درارتفاعات يادشده باعث جاري شدن هليلرود به عنوان يكي از بزرگترين و پرآب ترين رودهاي دايمي ايران شده است. اين رود خروشان بعد از سيراب نمودن دره ها ودشتهاي مرتفع بين اين سلسله جبال وارد دشت جيرفت شده و اين دشت آبرفتي را تبديل به دشتي رسي و حاصلخيز نموده است. اين جريان دايمي در كنارساير استعدادهاي طبيعي شرايط ايده آلي را براي ايجاد و تكوين تمدنهاي بشري در دوره هاي پيش ازتاريخ و حتي دوره هاي اسلامي مهيا نموده است. حفاريهاي غيرمجاز در دشت جيرفت درسالهاي اخير ناخواسته غبار از چهره بهشتي گمشده دراين دشت پهناور برداشت و گورستانها و تپه هاي عظيمي را از هزاره سوم قبل از ميلاد تا دوره هاي متأخرتر به محققان عرصه باستان شناسي و تاريخ شناسان نمايان ساخت.اين خود انگيزه اي شد تا كاوشهاي باستان شناسي در دشت جيرفت آغاز گردد و هر روزه نكات تاريكي از تاريخ اين منطقه روشن شود. اما در كنار آغاز مطالعات باستان شناسي در دشت جيرفت حفاريهاي گسترده قاچاقچيان اشياء عتيقه درارتفاعات شمالي اين دشت باعث توجه دوبــاره به سرشاخه هاي هليلـــرود گرديــد مطالعات بسيار اندك و بررسيهاي پراكنده اي در سرشاخــه هاي هليلرود در دهه هاي گذشته توسط هيأتهاي ايراني و خارجي انجام گرفته بود اما انجام يك بررسي جامع وكامل با توجه به اهميت فراوان اين ارتفاعات و دشتهاي مرتفع مابين ضروري مي نمود. بدين جهت به پيشنهاد مديريت محترم ميراث فرهنگي كرمان و حمايت پژوهشكده باستان شناسي نگاره به همراه تني چند از كارشناسان استان برنامه علمي و سيستماتيكي را براي بررسي جامع باستان شناسي سرشاخه هاي هليلرود درسالجاري آغاز نمود. نخستين فصل بررسي و شناسايي درتابستان سالجاري بمدت يك ماه انجام گرفت در طي اين بررسي كه از شرقي ترين قسمتهاي سرشاخه هاي هليلرود آغاز و تا نزديكي روستاهاي  شهر رابرانجام گرفت حدود   نودوپنج محوطه باستاني شناسايي و ثبت و ضبط گرديد. با توجه به كوهستاني بودن منطقه و صعوبت كار بررسي تصميم گرفته شد كه كل منطقه طي فازهاي مختلف زماني بررسي گرددو در هر فاز قسمتي از ارتفاعات و دره ها و سرشاخه ها ودشتهاي مرتفع مورد بررسي و شناسايي قرارگرفته و گزارش آن تهيه گردد. اما فصل دوم بررسي و وجود چهارده گورستان دوران تاريخي كه تعداد اندكي از آنها مربوط به دوره هاي هخامنشي و پارتي و عمدتا“ متعلق به دوران تاريخي بوده اند نشان دهنده الگوي استقرار جوامع بشري در دوره هاي يادشده در اين سرزمين مرتفع ميباشد. تمامي اين گورستانها بر روي پشته هاي بلند ويا ارتفاعات قرار گرفته است. تمامي گورها داراي معماري سنگي بوده است و از عمق چنداني برخوردار نيستند.تنها با حفر گودالي بسيار كم عمق و سپس سنگ چين پيرامون آن بصورت خشكه چين گور را محصور نموده و پس از تدفين و قراردادن اشياء روي آن را بوسيله قطعات بزرگ سنگ پوشانده و سپس بوسيله لاشه سنگها گورها را تكميل نموده اند متأسفانه بيشتر اين گورها توسط مردم تخريب شده و بجز قطعات شكسته سفال هيچ نوع مواد فرهنگي ديگري در پيرامون قبور متلاشي شده ديده نشد.  از تاريخ 7/4/82 لغايت 19/4/83 سه فصل برنامه بررسي و شناسايي در منطقه رابر انجام شده كه هر فصل بطور متوسط 45 روز ادامه يافته كه در طي اين مدت حدودا“ 292 اثر شناسايي شده كه از اين آثار شناسايي شده تقريبا“ 105 اثر مربوط به دوران تاريخي –اسلامي و نود و پنج اثر مربوط به دوران پيش ار تاريخ و 92 محوطه فلزكاري كهن شناسايي شده اين آثار فقط در محدوده ارتفاعات تا محل تلاقي رودخانه رابر  (روستاي نهربادام)و شكل گيري رودخانه هليل رود شناسايي شده اند كه پيش بيني مي شود  در فصلهاي بعدي برنامه بررسي و شناسايي اين تعداد به حدود هشتصدو پنجاه اثر ارتقاء يابند.ارتفاعات سربه فلك كشيده اين منطقه از يك سو شرايط آب و هوايي مناسب را براي سكونت انسان بويژه در ماههاي گرم سال فراهم آورده است و از سوي ديگر خشونت طبيعت زمينه را براي ايجاد سازه هاي تدافعي مانند قلعه ها را فراهم آورده است.دراين منطقه ارتفاعات منفرد زيادي قلعه ناميده مي شود مانند قلعه ديلم،قلعه سنگ عشق،قلعه سنگ و… اما بررسيهاي باستان شناسي نشان داد كه تنها بعضي از اين قلعه ها براي ايجاد سازه هاي تدافعي استفاده شده اند و بيشتر اينگونه عناوين بخاطر تشابه كلمه قله با قلعه بوده است و در واقع هيچ نوع بقاياي معماري و يا آثار استقراري بر روي آن مشاهده نشده است اما دومورد از اين قله هاي صعب العبور دردوره هاي اسلامي و بويژه در دوره سلجوقي براي ايجاد قلعه هاي دفاعي بكار رفته است و در رأس آنها بقاياي حصارها ،پله هاي سنـگي و پراكـــندگي انـــــدك مــــواد فرهنگي بويژه سفالهاي لعابدار ديده شد.اين ارتفاعات با داشتن خشونت طبيعي تنها براي ايجاد سازه هاي دفاعي بكارنرفته است بلكه حفره ها،اشكفت ها و غارهاي بسياري كه بصورت طبيعي و گاها“ مصنوعي دردره ها و دامنه هاي پرشيب ديده مي شود مورد استفاده مردمان درروزگاران گذشته جهت استقرار و يا مكانهاي امني درهنگام خطر بوده است. شناسايي بيش از شش غار واشگفت كه بقاياي استقرارهاي امروزي هرگونه آثار استقرارهاي گذشته را مخدوش نموده بود گواهي براين مدعاست.

اگرچه هيچگونه آثار وشواهدي از استقرار مردمان پيش از تاريخ درمنطقه مورد مطالعه ديده نشد اما شناسايي هفده محوطه استقراري كه حداقل ده مورد آنها مربوط به دوره هاي تاريخي بود نشان دهنده گسترش استقرارهاي انساني دراين منطقه بعنوان منطقه اي ييلاقي دردوره هاي تاريخي بويژه دوره ساساني و دوره هاي اسلامي بخصوص دوره سلجوقي و دوره هاي متأخرتر مانند صفويه مي باشند. در محدوده مورد مطالعه راههاي تابستاني فراواني بوسيله گروه بررسيگر شناسايي و ثبت و ضبط گرديد. از آن جمله راههاي ارتباطي ميان شهرها و روستاهاي منطقه مورد مطالعه با دشتهاي پيرامون مانند دشت جيرفت وكرمان. بيشتر اين راهها توسط جهانگردان و سياحان ايراني واروپايي طي شده و هريك شرح مفصلي ازاين راهها ومنازل بين آنها آورده اند. يكي ازمهمترين اين منازل كاروانسرايي است بنام كاروانسراي شيرزاد كه بين دو راه باستاني رابر به كرمان قرارگرفته است. اين راه از روستاهاي سيه بنوئيه واشكان عبور نموده و بعد از گذشتن ازقلعه سنگ عشق به شيرينك رسيده و بعد از قريه العرب و نگار به كرمان ميرسد.به دليل طولاني بودن راه وعبور آن ازميان دره هاي صعب العبور وعميق در ميانه راه كاروانسرايي براي استراحت كاروانيان درمحلي بنام قلعه سنگ عشق بنا شده است. اين كاروانسرا از بهترين نمونه هاي كاروانسراهاي كوهستاني اين منطقه است كه با سنگهاي رودخانه اي وملاط ساروج ساخته شده است.وجود آب فراوان وجويباران خروشان در اين منطقه ساخت هرنوع سازه آبي مانند سد و بند را منتفي ساخته است. تنها دردشتهاي مرتفع ميان رشته كوهها و آن هم براي فصول گرم سال قنواتي بسياركوتاه با چاههاي كم عمق و مادر چاههاي نه چندان عميق آب دامنه ها را به درون دشت هدايت كرده اند. اما كشت غلات و فراواني آب باعث شده تا ازنيروي آب جاري براي به چرخش درآوردن چرخاب آسياهاي آبي بهره گرفته اند و با استفاده از نيروي آب غلات را به آرد تبديل نموده اند. ازاينگونه سازه هاي آبي بيش از دهها مورد شناسايي گرديد كه همگي داراي معماري يكسان شامل كانال آبرساني،تنوره سنگ،ساروجي و فضاي اصلي براي نصب چرخاب و سنگ آسياب ازشن وملاط گل بود.براساس حوزه آبريز، رودهاي تشكيل دهنده هليلرود به شش قسمت به شرح زير تقسيم گرديد.

1-حوزه آبريز رود خاردان                   2-حوزه آبريز رود هنزا

3-حوزه آبريز رود سرمشك                 4-حوزه آبريز رودبر

5-حوزه آبريز رود رابر                       6-حوزه آبريز رودبافت

 

ادامه نوشته

شهر رابر در استان کرمان قرار گرفته و یکی از سرسبز ترین و خوش آب و هوا ترین مناطق این استان می باشد.
از معروف ترین جاذبه های رابر می توان به چشمه عروس اشاره کرد که از جاذبه های توریستی استان کرمان نیز به شمار می رود.متاسفانه چهره ی این شهر در انظار عموم مردم ایران ناشناخته مانده.به منظور معرفی این شهر زیبا به مردم تصمیم گرفتم وبلاگی تخصصی در زمینه ی عکس های این شهر ایجاد کنم.

این هم عکس یکی از روستاهای رابر

 
نمایی زیبا از روستای سیه بنوئیه رابر.اکثر خانه های این روستا به صورت پلکانی روی هم بنا شده اند  ( چیزی شبیه به روستای میمند شهربابک و ماسوله در شمال ایران) باز هم رسیدیم به توصیف زیبا و بجای (رابر ، رامسر جنوب)
ادامه نوشته

 
اینم یه عکس دیگه از روستای سیه بنوئیه رابر.پلکانی بودن خانه های این روستا توی این عکس به خوبی قابل دیدنه

رابر رامسر جنوب